(سيزدهم ـ 2) را بهخاطر آوريم، كه شرح سفري است به بهشت و مقدم بر دانته بود. تفسير عمانوئيل از كمدي الاهي دوباره شرقي كردن يك مايهٴ اساساً شرقي بود، كه براثر نبوغ دانته به جامهٴ غربي درآمده بود.
4. يهوديان شرقي
اسحـاق بن سمـوئيـل عَـكّـاوي
قبّـالايي فلسطيني كه در سال 1291 وقتي عكا بهدست سلطان ملكالاشرف ــ كه به سلطهٴ مسيحيان بر قدس پايان بخشيد ــ ويران شد، از آنجا اخراج گرديد. او به ايتاليا و اسپانيا رفت. در سال 1305 در طليطله بود. درحدود 1340 درگذشت.
هنگامي كه به اسپانيا رسيد به تحقيق در اصالت كتاب زُهَـر پرداخت، كه پيشتر هرگز در فلسطين چيزي در آن باره نشنيده بود. در والادوليد با موسي بن شِـم ـ طُـب ليوني (سيزدهم ـ2)، ديدار كرد و او برايش سوگند خورد نسخهاي از زُهَـر در اختيار دارد كه منسوب به شمعون بن يحيي و اصيل است (مقدمه 2، 1766 - 1769). پساز مرگ موسي در سال 1305، اسحاق پژوهشهاي او را دنبال كرد و سرانجام به اين نتيجه رسيد كه كتاب
زُهَـر همان است كه ادعا شده.
اين پژوهشها را در يادداشتهاي روزانهاش شرح ميدهد. در طليطله شهرت يافت و شرحهايي بر تفسير تورات موسي بن نحمن (سيزدهم ـ 2)، بر سِـفر پيدايش (مقدمه 2، 1206) نوشت و آثار قبّـالايي ديگري تأليف كرد كه عملاً ناشناختهاند. ظاهراً او به ((قبّـالاي عملي)) يعني اعمال قبّـالايي بيشتر علاقه داشت (از قبيل گِـماتريا و غيره،
مقدمه 2، 1770) و نخستين بار نظريهٴ جهانهاي چهارگانه را از
كتاب زُهَـر استخراج و مطرح كرد. او بر قبّـالاييان بعدي، از جمله دو تن از صفديان سدهٴ شانزدهم يعني حييم بن يوسف ويتال و الياس بن موسي دو ويداس تأثير گذاشت.
بررسي زندگي و آثار او همراه با ترجمه و انتشار دستكم يادداشتهاي روزانهاش بسيار مناسب است.
عَـبدَالـدايم
عبدالدايم بن عبدالعزيز بن مُحَسّن اسرائيلي. پزشك يهودي كه درحدود 1316 در خاور نزديك (مصر و شام؟) برآمد. در اوت آن سال محاورهاي به زبان عربي تأليف كرد، بهنام كتابَالعِلْمَين دربارهٴ طبيعيات و مابعدالطبيعه. نسخهٴ آن (در كتابخانهٴ بادليان) به خط عبري نوشته شده و در حدود 150 ورق در قطع ربعي است. بررسي مشروح آن، اگر نه چاپش، مناسب خواهد بود.
هـارون بن اليـاس قرائـي
معروف به هارون اصغر، براي تشخيص او از قرائي همنامش هارون بن يوسف (سيزدهم ـ 2)، كه